الملا فتح الله الكاشاني
68
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بود كه صاحب اذان و مستحباتست نزديك آن حضرت آمد گريان و نالان و بعد از استفسار موجب گريه گفت يا رسول اللَّه ( ص ) خوف آن دارم كه فردا تو در بهشت بدرجهء عاليه باشى و من در صف نعال با امثال خويش نشسته از ديدار بزرگوارت محروم مانم حقتعالى شكسته دلان فراق را بثمره وصال شادمان ساخته فرمود كه * ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه ) * و هر كه فرمانبرد خدا را در اوامر و نواهى * ( وَالرَّسُولَ ) * و رسول او را در احكام و حدود شرعى * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه فرمانبرداران باشند در روز قيامت * ( مَعَ الَّذِينَ ) * با آن كسانى كه * ( أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ ) * انعام كرده است خدا بر ايشان * ( مِنَ النَّبِيِّينَ ) * از پيغمبران و رسل و اولوا العزم در اين داخلند * ( وَالصِّدِّيقِينَ ) * و راست گويان كه پيش از همه كس تصديق انبيا كردهاند * ( وَالشُّهَداءِ ) * و كشتگان راه خدا مراد شهداء احدند و نزد اكثر عام است و شامل جميع شهداء * ( وَالصَّالِحِينَ ) * و ستودگان در اعمال و اقوال و افعال و اقامه نمايندگان بصلاح و تقوى و اينها نيز بر طريق اطلاع واقعاند در انوار گفته كه من النبيين از براى بيان الذين است يا حالست از آن يا از ضمير آن و حقتعالى ايشان را به چهار قسم منقسم گردانيده بحسب منازل ايشان در علم و عمل و حث ساير مردمان را فرموده بر آنكه از ايشان متأخر نشوند قسم اول ( انبيااند ) كه فائزند بكمال علم و عمل و متجاوز به حد كمال و متصاعد بدرجهء تكميل قسم دويم ( صديقان ) كه نفوس ايشان يك بار تصاعد مينمايد به مراقى نظر در حجج و آيات و يك بار ديگر به معارج تصفيه و رياضات تا منتهى ميشوند باوج عرفان و مطلع ميشوند بر اشياء و اخبار مينمايند از آن بر نهجى كه در نفس الامر است قسم سيم شهداءاند كه حرس بر طاعت و جد در اظهار حق ايشان را منتهى ساخته ببذل مهج خود در اعلاى كلمه قسم چهارم صالحانند كه صرف اعمار خود كردهاند در طاعت الهى و صرف اموال خود نمودهاند در مرضات او و مىتواند بود كه منعم عليهم كسانى باشند كه عارفند به خدا و اينها يا آنست كه رسندگانند بدرجهء عيان و يا ايستادگان در مقام استدلال و برهان و طايفهء اولى يا آنست كه با وجود عيان قرب دارند همچون كسى كه چيزى را بيند نزد خود و اينها انبيااند و يا نه همچون كسى كه چيزى را از دور بيند و ايشان ( صديقانند ) و طايفهء دويم يا آنست كه عرفان ايشان ببراهين قاطعه است و ايشانند علما كه راسخان اند در دين خدا و شهداى اويند در زمين او و يا آنكه عرفان ايشان بامارات و اقناعات است كه نفوس ايشان به آن مطمئن شده و ايشان ( صالحانند ) و قوله * ( وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ) * در معنى تعجب است و رفيقا منصوب است بر تميز يا حال و عدم جمع آن جهت آنست كه اطلاق آن بر واحد و